خانه / حسن خسروی

حسن خسروی

شهید حسن خسروی در نخستین ساعات دهم خرداد ماه سال یک هزار و سیصد و چهل و دو،خورشید حقیقت از خانواده مومن و مسلمان طلوع کرد.مادر نامش را حسن نهاد و پدر اصالتش را با ذکر اذان در گوشش آغاز نمود.

   حسن پس از دوران طفولیت در سن شش سالگی راهی دبستان شد و با هوشیاری تمام ضمن تحصیل در امورات خانه و همچنین کمک به پدر در مزارع کشاورزی کوشا بود.پس از اتمام دوره ابتدایی با بهترین نمرات در بین دوستان جهت ادامه تحصیل در سیزده سالگی وارد مدرسه راهنمایی گردیید همزمان با اتمام دوره راهنمایی که با عالی ترین نمرات و جوایز گونانگون همراه بود پایان پذیرفت .مبارزه با حکومت ستم شاهی سرتاسر ایران اسلامی را فرا گرفته بود نامبرده ضمن شرکت در مجالس مذهبی برای کلیه دوستان خود الگو بود او ضمن تحصیل و همسو با مبارزات حق طلب علاقه زیادی به صنعت و فنون پیشرفته داشت بحدی که در تمام دوران تحصیلش با ابتکارات جدید خود را در بین دانش اموزان با ساختن دستگاه های صوتی و ارائه طرح های بسیار جالب مورد توجه قرار می گرفت بدین جهت در سال ۱۳۵۸ وارد هنرستان فنی طالقانی در شهرستان تربت حیدریه در رشته راه و ساختمان ادامه داد در این ایام بور که ارام نداشت عضوی فعال در اتحادیه انجمن های معلمان و دانش آموزان بود.او بیشتر در این انجمن به کسب فضایل معنوی و اخلاقی در تلاش بود همچنین در ساعات غیر اداری در کلاس های شنا و ایدئولوژی به سرپرستی استاد توسلی زاده حضور داشت و به عنوان طراح مبتکر در کلاس های طرح و ابتکارات هنرجویان هنرستان زیر نظر مهندس مجتبی ذباح ریس هنرستان فعالیت می کرد.

     اولی بار شکوفایی معنویش بین سالهای ۶۱-۶۲ بود که خود را برای یادگیری فنون جنگی در اردوهای بسیج آماده نمود.پس از آمادگی کامل در تاریخ ۱۰/۱۰/۶۱ روانه جبهه جمنه شد پس از سه ماه مبارزه با سربلندی به آغوش خانواده برگشت در واقع این اولین حرکت او و نقطه عطفی در زندگی پر افتخارش محسوب می شود پس از مراجعت ضمنادامه برنامه های قبلی در شرکت دژ کرد با مهندس غفاری فعالیت های زیادی داشت از جمله نصب و راه اندازی دسگاه های شوفاژ، طراحی نقشه ساختمانی تاسیس شبکه ی لوله کشی در دورترین نقاط و همچنین صدها مورد دیگر که گویای خلاقیت های ذهنی اش بود. ولی او با این همه فعالیت راضی نبود بدین جهت بار دیگر با تشدید حملات رژیم بعثی عراق به مراکز و اماکن شهری مجددا روانه جبهه جنگ گردید و در منطقه عملیاتی عین خوش حضور یافت او هدفی والا و تفسیری پسندیده از انسانیت داشت.

او یک اسوه یک معلم و مرشد بود، اخلاص و ایمان، ایثار، تواضع، تقوا،ساده و بی پیرایه زیستن، گمنام بودن، تملق نگفتن، اسی الغاب و پست ها نگشتن، به مظاهر فریبنده مادی و خانه ها و ماشین ها میزها بی اعتنا بودن،از موقعیت خود سوء استفادهنکردن و در یک جمله(انسان بودن او بود) گفتنی ها فراوان است اما ترجیح داده ایم که اوصاف او را در همان چند جمله کوتاه و مختصر توضیح دهیم. خلاصه پس از پایان دوره شش ماهه سربلند وبا نشاط برگشت خصلت جوانمردی اش به حدی بود که از بیان آن عاجزیم.

خسروی این گلبرگ پر پر شده ما که استعداد خارق العاده ای داشت پس از خدمت های فراوان در تمام ابعاد زندگی به ویژ به دوستانش در تاریخ ۱۸/۰۴/۶۵ به صورت داوطلب به عضویت سپاه جهت انجام خدمت مقدس ادامه داد.

وی در شکستن حصر آبادان ، ازاد سازی فاو، جزیره مجنون، هوزه، سوسنگرد، بستان، دهلران و جبهه های غرب کشور حضور مردانه داشت بودن کوچکترین توقع یا بلند پروازی های ریایی.

او پس از بست ماه خدمت مقدس سربازی در جبهه ها در تاریخ ۲۵/۱۲/۱۳۶۶

در جبهه ماووت در یک موقعیت به نام حزب الله در ظهر همان روز به سوی حق پرواز و به مسلخ عشق شتافت.

قسمتی از آخرین یادداشت هایش که به صورت نامه به یکی از دوستان خود ارسال داشته و گویای بزرگواری روح و بینش آن شهید می باشد.

…آری عده ای رسالت خوردن و خوابیدن، عده ای هم رسالت قدرت و ظلم را، و عده ای هم پرچم توحید را عملا بردوش خود عهده دار هستن.

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*


*

رفتن به بالا